مرتضى مطهرى

26

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

ما به التفاوت « الهى » و « مادى » همين يك كلمه است : ايمان به غيب . غيب يعنى پنهان ، يعنى حقايقى كه ظاهر نيست . « ظاهر نيست » به معنى اين است كه مستقيما محسوس و ملموس نيست . قرآن در جاهايى كلمهء « غيب » را در مقابل « شهادت » گذاشته است كه همان معناى « حضور » است . اين موجوداتى كه ما الآن داريم آنها را مىبينيم و حس مىكنيم و لمس مىكنيم اينها شهادتند . عالم طبيعت را روى همين اصطلاح قرآن « عالم شهادت » ناميده‌اند . يك نفر « الهى » با « مادى » در عالم شهادت يعنى در طبيعت اختلاف ندارد ، يعنى يك نفر الهى منكر شهادت و منكر طبيعت نيست ، طبيعت و شهادت را او همانطور مىشناسد كه يك نفر مادى مىشناسد ، ولى يك نفر الهى علاوه بر شهادت يا طبيعت به تعبير ديگرى ، به غيب و نهان هم معتقد است يعنى هستى و وجود را منحصر به مشهودات و محسوسات نمىداند ، به وجود نامحسوس و وجود غيبى هم اعتقاد دارد كه البته سر سلسلهء امور غيبى همانطور كه عرض كردم خداست . بعد از ايمان به خدا ايمان به ساير موجودات غيبى و به تعبير قرآن « ملائكه » پيدا مىشود . اعتقاد به وحى كه خودش غيب ديگرى است پشت سر اين پيدا مىشود . بعد اعتقاد به معاد كه يك غيب ديگرى است پيدا مىشود . همهء اينها غيب و نهان است . اين را عرض كرديم براى اينكه يك طرز تفكر و در واقع يك مغالطه‌اى - كه ظاهر هم اين است كه اين مغالطه جنبهء عمدى دارد - در ميان افكار اروپاييها يا كتابهاى فلسفىاى كه اروپاييها نوشته‌اند ديده مىشود كه اصلا پايهء اين حرف غلط است . اينها مىآيند طرز تفكر را اين جور تقسيم مىكنند ، مىگويند بعضيها ماترياليست هستند و بعضى ايده‌آليست . ماترياليست كيست ؟ كسى كه معتقد است به وجود ماده ، و وجود روح را - يعنى هر چه كه غير مادى باشد - منكر است . ايده‌آليست كيست ؟ كسى كه معتقد به وجود روح است ولى وجود ماده را منكر است . معلوم است كه اين يك حرف سخيفى است . البته اينها كه مىگويند ايده‌آليست ، بعد هم مطلق الهيون ، حكيمان الهى و صاحبان اديان ، تمام اينها را در جرگهء ايده‌آليسم ذكر مىكنند و ايده‌آليسم را هم اين جور تعبير مىكنند : انكار وجود ماده ، [ و ايده‌آليست ] يعنى آن كه اصالت را - به قول آنها - براى روح قائل است و براى ماده اصالتى به هيچ نحو قائل نيست . اين حرف ، حرف اساسىاى نيست كه ما بگوييم آيا ماترياليست هستيم يا ايده‌آليست به آن مفهومى كه آنها تعريف كرده‌اند . بحث در اين است كه آيا هستى